الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

465

الغدير ( فارسى )

در نتيجه ، مردم به بيعت با او شتافتند و گفتند : شنيديم و امر خدا و رسولش را به دل و زبان و جميع جوارح و اعضاى خود فرمانبرداريم ، سپس براى مصافحه و بيعت با رسول خدا و على اعلام آمادگى كردند و نخستين كسانى كه دست بيعت به رسول خدا « 1 » دادند ، ابو بكر و عمر و طلحه و زبير بودند با باقى مهاجران و ساير مردم برحسب طبقات و مراتبشان ، تا اينكه نماز ظهر و عصر در يك وقت به جا آورده شد و نماز مغرب و عشاء نيز در يك زمان انجام گرفت و تا سه روز بيعت ادامه داشت و رسول خدا پس از بيعت هر دسته و گروهى مىفرمود : سپاس خداى را كه ما را بر همهء جهانيان برترى داد . در نتيجه ، دست دادن و مصافحه سنّت و رسم متداولى گشت تا آنجا كه آن را كسانى به كار بردند كه ذى حق نبودند . در كتاب النشر و الطىّ اين داستان چنين ذكر شده : سپس مردم به سوى آن جناب شتافتند ، در حالى كه مىگفتند : بلى ، شنيديم و امر خدا و رسولش را با ايمان قلبى فرمانبرداريم ، و براى بيعت با رسول خدا و على دست بيعت گشودند و اين مراسم ادامه داشت تا اينكه نماز ظهر و عصر در يك وقت خوانده شد و چون روز سپرى گشت ، نماز مغرب و عشاء نيز در يك زمان انجام يافت ، و رسول خدا پس از آمدن هردسته از مردم براى بيعت مىفرمود : سپاس خداى را كه ما را بر جهانيان برترى داد . مولوى ولىّ اللّه لكنهوى در مرآة المؤمنين در ذكر داستان غدير به اين مضمون نگاشته : سپس عمر على را ملاقات كرد و به او گفت : گوارا باد تو را اى پسر ابو طالب ، صبح را به شام آوردى در حالى كه مولاى من و مولاى هرمرد و زن باايمان هستى ، و پيوسته هريك از اصحاب با آن جناب روبرو مىشد و او را تهنيت مىگفت . مورخ ابن خواوند شاه « 2 » ( م 903 ) بعد از ذكر حديث غدير نگاشته : پس رسول خدا فرود آمد و در خيمهء خاص بنشست و فرمود كه امير المؤمنين على در خيمهء ديگر بنشيند . بعد از آن طبقات خلايق را امر كرد كه به خيمهء على رفتند و زبان به تهنيت آن حضرت

--> ( 1 ) . در اين روايت افتادگىاى هست كه با مراجعه به روايت اول طبرى بدان واقف خواهيد شد . ( 2 ) . عبد الرحمن دهلوى در مرآة الاسرار از او نقل كرده و ديگران نيز به نگارش او اعتماد نموده‌اند .